به گزارش شهرآرانیوز، فیلم سینمایی «آندو» به کارگردانی مرتضی رحیمی، به گفته این کارگردان، ادای دینی به شهدای ایل بختیار است و از میان تمامی آنها، سعی کرده روایتی واقعی از زندگی شهید نوجوان ۱۲ساله، «ظفر خالدی» را به تصویر بکشد.
شهید ظفر خالدی که زندگی او دستمایه درام فیلم سینمایی «آندو» قرار گرفته، به عنوان یکی از سه شهید شاخص سال ۱۴۰۳ معرفی شده است. او یکی از خردسالترین شهدای کشور و اهل روستای «تنگ کلوره» لردگان است که روز ۲۳ خرداد ۱۳۶۱، همزمان با ماه رمضان در منطقه عملیاتی شلمچه به همراه برادر بزرگتر خود خدارحم، در آغوش یکدیگر به شهادت رسیدند.
فریبا کوثری، علیرام نورایی، قدرتالله ایزدی، مالک حدپور سراج، آوا دارویت، اسرافیل علمداری، محمدرضا ژاله، کامران دهقان، داراب آقاسی زاده، سلیمه رنگزن، مژگان محمودیان، مرجان علوی، کبری گودرزی، زهرا هزاریان، سعید محمودی، بهروز کردزنگنه، حبیب تاجمیری، پوریا ریحانی اصل، حاتم میرزایی، مهران پورمهدی، مهران هادی، سیاوش معمارزاده، درسا طهماسبی، مصطفی حسنی، روح الله خالدی، محمدرضا عالیور، امیرمحمد فتاحی، یوسف مهری بابادی، رضا فرخوند، اسماعیل عباسی، علی گودرزی، زیبا موسوی، بابک محمودی و امیررضا فرامرزی و ... در این فیلم بازی داشتند که عمده آنها بازیگران بومی بودهاند که این انتخاب بازیگر، قابل تحسین است.
آنطور که در «آندو» میبینیم، ظفر، پسر بچهای ۱۲ساله، اصالتاً بختیاری و از عشایر لردگان است که پدرش خدابخش و برادرش خدارحم به همراه دیگر مردان ایل به جبهه رفتهاند و چند ماهی است از خدارحم خبر ندارد و برای یافتن تنها برادرش که رابطه خوبی با یکدیگر دارند تلاش میکند خود را با سن کمی که دارد به جبهه برساند اما در این مسیر با موانعی مواجه میشود.
همین خلاصه فیلم و پرداختن به شخصیت قصه یک نوجوان میتواند بار درام قصه را بدون هیچ پیش فرضی در ذهن مخاطب سنگین کند، اما با وجود به کارگیری نقش «طلا» مادر ظفر که فریبا کوثری آن را به عهده داشت و رابطه برادرانه «ظفر» و «خدارحم» و علاقهای که میان ظفر و نامزدش «آستاره» برقرار است که بر اساس اصول سنتی عشایر، به نام هم بزرگ شدند تا با یکدیگری ازدواج کنند باز هم آنطور که انتظار میرود فیلم نتوانسته با مخاطب ارتباط چندانی برقرار کند.
بازیها جز چند چهره شاخص مانند فریبا کوثری و قدرتالله ایزدی (همان آقا رشید معروف خوش لهجه اصفهانی) چنگی به دل نمیزند؛ حتی علیرام نورایی هم بازی ضعیفی از خود در این فیلم نشان داده است و کارگردان نتوانسته پازل درام خود را آنطور که در قصه واقعی وجود دارد کنار هم بچیند.
امیررضا فرامرزی متولد شهرکرد و اصالتا بختیاری است، بازیگر نوجوانی که نقش شخصیت اصلی فیلم یعنی «ظفر خالدی» را به عهده دارد با وجود سابقه کم ولی موفقی که داشته و ما بازی او را در فیلم «تختی» و سریال «بچه مهندس ۴» پذیرفتیم کارگردان نتوانسته در «آندو» بازی خوبی از او بگیرد. ما دائم در طول فیلم میبینیم ظفر به خاطر برادرش سفری خطرآفرین را به سوی جبهههای جنگ آغاز کرده؛ اما وقتی ظفر و خدارحم به هم میرسند مخاطب رابطه عمیق و احساسی این دو برادر را نمیتواند درک کند و ببیند. رفتارها و دیالوگهای خدارحم چندان که باید این موضوع را نشان نمیدهد. اگرچه نحوه فیلمبرداری و زاویه دوربین هم که میتوانست تا حدی به نمایش احساس و رابطه این دو برادرکمک کند آنطور که انتظار میرفت به کار گرفته نشده است و در نهایت مخاطب نمیتواند درکی از این تلاش ظفر برای رسیدن به خدارحم داشته باشد.
اگر این نگاه درام که کارگردان بر آن تاکید داشته را و به خوبی از پس آن برنیامده کنار بگذاریم، نقطه قوت «آندو» را میتوان در استفاده از لهجههای مختلف به ویژه لهجه لری در فیلم دانست که تمامی سکانسهای مربوط به زندگی عشایر با لهجه اصیل لری جلو رفته است؛ فریبا کوثری هم در نقش مادر ظفر، از پس لهجه لری به خوبی برآمده است و تمامی دیالوگها زیرنویس میشود. در ادامه سفر ظفر به دل جنگ و توپ و تانک، ما با لهجههای دیگری مانند اصفهانی، آبادانی و تهرانی که هر کدام نشان دهنده خطهای از کشور ایران است مواجه میشویم. کارگردان با این کار میخواهد نشان دهد در دفاع از وطن و جنگ هشت ساله مقابل دشمن، همه مردم کشور کنار یگدیگر حضور داشتند. صحنههای مربوط به چادر عشایر، سبک زندگی آنها و استفاده از طبیعت زیبای چهارمحال و بختیاری، بخش دلنشین «آندو» محسوب میشود. همچنین لوکیشنهای مربوط به جبهههای جنگ که در شهرک سینمایی دفاع مقدس فیلمبرداری شده هم از نقاط قوت فیلم است.
حضور نوجوان در یک اثر سینمایی یعنی کارگردان قصد ساخت فیلمی خانوادگی دارد که تمرکز آن بر مخاطب نوجوان است. جذب این قشر نیاز به ترفندهایی در دیالوگ و صحنهها دارد به ویژه آنکه ژانر فیلم، دفاع مقدس و فیلم جنگ باشد. استفاده از شوخی و شیطنتها و بازیهای نوجوانانه، به کارگیری جنبههای شیرین لهجهها و شخصیت پردازی درست از قهرمان قصه، نکاتی است که کارگردان باید به آن توجه کند تا مخاطب را پای فیلم نگهدارد. «آندو» با وجود آنکه عناصر مختلفی را در دل خود داشت که میتوانست به خوبی از آنها بهره بگیرد، اما به فیلمی یکنواخت تبدیل شده است که تنها جایی که مخاطب ممکن است از جا بپرد، صدای گلولهها است. به عنوان مثال سریال «بهترین تابستان من» با بازی علی صادقی، روایتی طنزآمیز از دوران دفاع مقدس و جنگ ایران و عراق داشت که همین موضوع باعث شده بود مخاطب پای آن بنشیند. رحیمی میتوانست جنبههای طنزی که ما از امیررضا فرامرزی سراغ داریم را در فیلم خود به کار بگیرد تا کمی جای تنفس و جذابیت برای مخاطب ایجاد کند، اما درونمایه طنز در فیلمنامه مشاهده نمیشود. حضور یک نوجوان بدون شوخی و خنده در زندگی معمولی و روزمره هم دور از ذهن است و این موضوع بهتر بود در ساخت «آندو» لحاظ شود.
در پایان لازم است این را هم بگوییم فیلم «آندو» پیش از اینکه در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآید در جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان در اصفهان سال ۱۴۰۳ اکران شده است؛ در حالیکه واضح است فیلمهای فجر باید نخستین اکران عمومی خود را داشته باشند، اما این تصمیم عجولانه دبیرخانه فیلم فجر که «آندو» را جایگزین فیلم «عروس سرچشمه» کرده است جای شگفتی و تعجب دارد.